|
مقدمه از آنجا كه جهان هستي به اقتضاي حكمت بالغه الهي ، با هدفي خاص آفريده شده و به مقتضاي » كل له قانتون «در اين راستا در حركت است ، انسان نيز بالطبع و بالتبع بايستي هدفدار باشد. از ميان همه مخلوقات جهان براي انسان كه افضل مخلوقات و عصاره خلقت است والاترين هدف ، يعني رسيدن به مقام » خليفه الهي « در دنيا و وصول به مقام » مثل اللهي « در نهايت منظور شده است. انسان براي رسيدن به اين هدف نياز به شناخت ، تعلم و تفكر ، تزكيه و تعبد دارد. انبياء عظام ، اين نياز را به بهترين نحو براي بشر تأمين كرده و راه مستقيم رسيدن به آن هدف را نشان داده اند: پيمودن اين راه تنها با تبعيت از پيامبران ، به ويژه خاتم آنان حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله امكان پذير است كه انسانها را دعوت به عبوديت الله و دوري از طاغوت نموده اند تا با تلاوت آيات الهي و تزكيه نفس و تعليم كتاب و حكمت از ظلمات به نور هدايت يابند و با حاكميت اسلامي همه غل و زنجيرها را از جسمها و جانها فرو بريزند و بارهاي سنگين و طاقت فرسا از دوشهاي خسته و فرسوده بندگان خدا برداشته شوند ، طيبات رواج يابند و خبائث مطرود شوند تا جهان بهشتي با صفا گردد و تا بهشت آخرت تداوم داشته باشد.
وارثان انبياء: در ميان تابعين انبياء ، بيشترين سهم در تعليم و تبيين اين راه ، بر عهده روحانيت ، مدرسين ، مربيان و معلمان و فرهنگيان بوده و هست زيرا اينانند كه آموزش دهنده علوم و فنون و پرورش دهنده جسم و جان انسانها هستند و نقشي عظيم در تعليم وتعلم و تزكيه و تربيت آنان دارند. آيات قرآني و احاديث وارده در مورد مام علم و عالم و معلم و متعلم فراوانند و نكات ارزنده اي دارند كه در اين مقدمه مجالي براي بيان آنها نيست . امام خميني رحمه الله عليه كه معلم و مفسر بزرگ مكتب در دوران معاصر بوده اند ، در مورد فرهنگيان سخنان جامعي فرموده اند كه براي الهام و استفاده از بيانات معظم له به برخي از آنها اشاره مي شود . ? كليد سعادت و شقاوت يك ملت ، دست فرهنگي است . فرهنگي ، معلم ، اگر خوب باشد ممكلت خوب مي شود ، اگر منحرف شد ممكلت خراب مي شود . ? راه اصلاح يك مملكت ، اصلاح فرهنگ آن است و اصلاح بايد از فرهنگ شروع شود ، فرهنگيها با فرهنگيان علوم قديمه در صف واحده هستند . ? ( شغل ) معلمين علوم اسلامي با فرهنگيها ، اين شغل شريف ترين شغلها و پرمسؤوليت شغلهاست . ? ( فرهنگيان ) مسؤول تمام مقدراتي كه براي يك كشور پيش مي آيد ، ( هستند ) و مسؤول تمام انسانهايي كه بايد انسان بشوند . ? نقش معلم در جامعه نقش انبياء است . ? معلم است كه انسانها را مهذب و متعهد بار مي آورد . حضرت آيت الله خامنه اي ، رهبر عظيم الشأن و ولي فقيه عادل فرموده اند : ? مسئله فرهنگ يكي از مسايل اساسي انقلاب ماست . ? نظام ما يك نظام فرهنگي است و ما اصالت را در نهايت به مسايل فرهنگي مي دهيم . ? هر مسؤوليت عظيم اجتماعي ، در مقابل مسؤوليت معلمي ، كوچك است اگر معلم خوب نداشته باشيم ، در آينده پدران و مادران ، جوانان ، رزم آوران خوب و نيروهاي انساني كارآمد و زبده نخواهيم داشت .
مسؤوليتها با تعمق در آيات و روايات و توجه به فرازهايي از بيانات امام خميني ( ره) و حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي ) اهميت فرهنگ و فرهنگيان و نقش آنها و مسؤوليت خطيرشان روشنتر مي شود . اين مسؤوليت در دوران ما ويژگيهايي نيز به عنوان همراه دارد ، زيرا انقلاب شكوهمند اسلامي ، رسالت فرهنگي عظيمي برعهده همگان بخصوص فرهنگيان گذاشته است كه هر گونه قصور و كوتاهي در آن ، در پيشگاه خداوند متعال و ارواح طيبه شهدا ، گناهي ديربخشودني است . معلوم است كه شناخت و تبيين و تبليغ فرهنگ خالص اسلامي و تحقق آن در زواياي وجود هر فرد و جامعه ، جهادي خستگي ناپذير و مستمر مي طلبد و تصفيه و تزكيه فرهنگ اجتماع از رسوبات و عادات مرسوم در زمان طاغوت ، نيازمند تلاش و شناخت و برنامه ريزي و استقامت مكتبي است . خنثي كردن توطئه هاي استكبار جهاني كه عليه فرهنگ اسلام و در جهت جايگزيني فرهنگ استعماري و ايجاد روحيه خود باختگي و فراموشي تمام ارزشهاي مكتبي و ملي ملل استعمار زده است ، قيامي فراگير و تلاشي خستگي ناپذير مي طلبد زيرا آنها سالها به برنامه ريزي پرداخته ، امكانات مهمي را تجهيز كرده اند . همگان مي دانند كه روزگاري در محيطهاي فرهنگي ، تدين و تعهد به اسلام ، گناه و جرم به حساب مي آمد و تقليد از غرب و يا اعتقاد به افكار الحادي كمونيستي ، از افتخارات محسوب مي شد . در رشته هاي مختلف علوم ، روشها و اصول غربي حاكميت داشت و مغزها انباشته از داده ها و معلومات التقاطي ( غربي يا شرقي يا ستمشاهي ) بود . تاريخ اسلام و فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامي نيز با ديدگاههاي غربي و احياناً شرقي مورد بررسي و تحقيق و آموزش قرار مي گرفت و در سياست و امور اقتصادي و نظامي و اجتماعي نامي از اسلام برده نمي شد . و اگر وجدانهاي هشياري پيدا مي شدند ، تا عليه ظلمها و خيانتها و فرهنگهاي وارداتي بپا خيزند ، به سراغ روشها و اصول مبارزاتي غربي يا شرقي مي رفتند .
انقلاب اسلامي و فرهنگي با پيروزي انقلاب اسلامي ، عوامل اصلي ترويج فرهنگهاي غير اسلامي از بين رفتند و تحولي عظيم درملت ما پديد آمد . روحيه خداخواهي ،شهادت طلبي ، جهاد و ايثار جايگزين روحيات منفي گرديد و به همين نسبت مسؤوليتها هم بيشتر شد . البته جامعه اسلامي ما تازه كار بود و در سازندگي و تغيير ساختارها تجربه و دانش كافي نداشت ،رسوبات و نفوذ فرهنگهاي گذشته نيز مانعي جدي به حساب مي آمدند . گرچه در دلها منفور بودند و شعارها و آرمانها محكوم مي شدند ، اما در محتواها و ساختارها حضور داشتند و هنوز راه درازي تا ريشه كن شدن آنها باقي است . بحمد الله در اين چند سال كارهاي مفيد و مؤثري انجام شده اما مشكلات يك انقلاب نوپا و توطئه ها و كينه هاي دشمنان خارجي و داخلي و دوروييها و نفاقها و مزاحمتهاي مقام طلبان و مدعيان كهنه كار و نيز صدمات حاصله از جنگ تحميلي ، اجازه نداده است كه كارها آنگونه كه در نظر رهبريت و گردانندگان انقلاب بوده ،پيش برود. بدين ترتيب روشن ميشود كه پيشرفت اهداف انقلابي و اسلامي جامعه ما ، تلاشي پيگير و همه جانبه را مي طلبد و بايد كاري عظيم در زمينه هاي مختلف صورت پذيرد از جمله اينكه : در مورد آموزش و پرورش تهيه كتب درسي منطبق با اصول فرهنگ مكتب ، و تربيت و بكارگيري وسيع اساتيد و معلمان متقي و متعهد و كارآزموده و تأمين نيازهاي مادي و معنوي و علمي آنان ، و تدوين و اجراي كامل نظام آموزشي و پرورشي اسلام ، و مهمتر از همه گسترش روحيه اسلامي در بين معلم و متعلم آنگونه كه تدريس و دانشجويي را به عنوان انجام وظيفه عبادي در جهت هدف خلقت و انسان سازي و سير الي الله تلقي نمايند و محيط آموزشي همچون معبدي باشد كه دانشجو و دانش آموز و معلم و استاد و عناصر اداري همگي كار خويش را عبادتي بدانند كه ثواب و سعادت را به ارمغان مي آورد و گرفتن مدرك و تأمين معيشت حال و آينده به عنوان يك اصل مطرح نباشد و رابطه بين استاد و شاگرد بدانگونه كه اسلام ميپسندد ، برقرار شود .
رسالت جامعه اسلامي فرهنگيان شكي نيست كه در اين برهه از زمان ، وظيفه فرد فرد ما مسلمانان اين است كه در رفع نقائص و گسترش فرهنگ خالص و برخاسته از فقاهت اسلام ، با تمام وجود اهتمام و رژيم و كمترين مسامحه را جايز ندانيم . زيرا اگر اين تلاش صورت نگيرد ، جبر زمان همراه با ضرورتهاي اجتماعي مجدداً يا فرهنگ گذشته را با نام اسلام بر ما تحميل خواهد كرد و با التقاطها و ديگر انديشه ها ، راه را بر فرهنگ خالص اسلام خواهد بست . جامعه اسلامي فرهنگيان ، بدين منظور پديدآمده كه در حد خويش به انجام وظيفه و تلاش در اين راه و كوشش و گسترش فرهنگ غني و انسان و انسان ساز اسلام بپردازد و با التقاطها و انحرافها و خود اجتهاديها و رسوبات فرهنگهاي غير اسلامي مبارزه كند و اميدوار است كه بتواند با تبعيت از انبياء الهي به ويژه پيامبر اكرم ( ص) و گرفتن الهام از قرآن كريم و احاديث ، طبق رهنمودهاي حضرت امام ( ره ) و نائب الامام حضرت آيت الله خامنه اي ( ادام الله ظله علي رئوس المسلمين ) به سهم خويش تحركي تازه در نهضت فرهنگي اسلام به وجود آورد ، و همراه با تلاوت آيات و بيان سنت ، تزكيه و اخلاق عالي اسلامي را در بين فرهنگيان گسترش دهد و ضمن ايجاد ارتباط سالم بين افراد حزب اللهي فرهنگي ، نظريات و طرحها و پيشنهادهاي آنان را به مصداق آيه كريمه « و شاورهم في الامر » با شور و مشورت به صورت برنامه به جامعه ارائه كند و در مقاطع مختلف اجتماعي و سياسي ، در تداوم خط امام خميني ( رحمه الله عليه ) و نظريات رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي كوشا بوده ، همگام با علما و فقها و روحانيت اصيل و متعهد فعاليت كند . و انتظار دارد كه در اين راه از همفكري و همكاريهاي ساير تشكلها و نهادها و دواير فرهنگي بهره مند شود و رقابتي خداپسندانه در مسابقه خيرات داشته باشد و ضمن جلب اعتماد و همراهيهاي مردم ، رضايت خاطر ولي الله الاعظم ( عج ) و نايب بر حق و ارواح پاك شهداي انقلاب اسلامي را فراهم آورد . انشاءالله نوع : جامعه تشكلي فرهنگي – سياسي و صنفي است كه در چارچوب مرامنامه خود مستقل است ضمن اينكه از خواستهاي بحق كليه تشكلها و نيروهاي در خط امام و ولايت فقيه پشتيباني و با آنها همفكري و همكاري مي كند .
اهداف الف ) تحصيل رضوان الله از طريق ايجاد تشكلي حزب اللهي در جامعه فرهنگي به منظور پيگيري هدف انبياء . ب ) پاسداري از خط امام ( رحمت الله عليه ) كه در اطاعت كامل از ولي امر مسلمين جهان حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي مي باشد و اهتمام در حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي . ج ) گسترش فرهنگي خالص اسلامي و زدودن انحرافها و التقاطهاي ديني و فرهنگهاي وارداتي . د ) كوشش در رشد و تعالي علمي ، اخلاقي ، معنوي فرهنگيان و تأمين نيازهاي معنوي آنان و پرورش عناصري متعهد و متدين كه بحق وارثان انبياء باشند و كمك به شكوفايي خلاقيتها و ابتكارها و ارائه روشهاي مناسب فرهنگي بر اساس خط رهبري و خواست ولايت فقيه . ه ) اهتمام روزافزون در « امور » مسلمين از طريق آگاهي دادن و تحقيق و برنامه ريزي منظم بر اساس اصول فقاهتي و رهنمودهاي حضرت امام ( ره) و مقام معظم رهبري و مسؤولين محترم جمهوري اسلامي ايران در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران . و ) بر طبق قانون فعلي هرگونه تغييري در مفاد مرامنامه پس از تصويب كميسيون ماده 10 قابل اجرا خواهد بود . ز ) جامعه و اعضاي وابسته به آن التزام عملي خود به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را اعلام ميدارند . ح ) بر طبق قوانين جاري ، كليه اهداف و وظايفي كه در اين مرامنامه پيش بيني شده است ، چنانچه با وظايف يكي از وزارتخانه ها و يا سازمانهاي دولتي در ارتباط باشد پس از كسب اجازه از وزارت يا سازمان ذيربط به مرحله اجرا در خواهد آمد . ط ) جامعه ، هكگاري و معاضدات با وزارت آموزش و پرورش را در راستاي رشد و تعالي فرهنگيان ، دانش آموزان و حل مشكلات و معضلات آنها ،و همچنين اصلاح ، تحول و تغيير بنيادي نظام آموزشي كشور به سمت نظامي الهي را وظيفه خود مي داند و بعون الله تعالي ، در اين راه از هيچ كوششي فروگذاري نخواهد كرد . ي ) اين مرامنامه شامل مقدمه و پنج فصل مي باشد .
جامعه اسلامي فرهنگيان
اساسنامه |
« قل انما اعظكم بواحده ان تقوموالله مثني و فرادي ثم تتفكرون » ( قرآن كريم ) ماده 1- نام : جامعه اسلامي فرهنگيان ، كه در اين اساسنامه به اختصار « جامعه » ناميده مي شود . ماده 2- تأسيس :1365 خورشيدي . ماده 3- مدت : مدت جامعه نامحدود است و انشاءالله به قيام حضرت مهدي عج الله تعالي فرجه الشريف متصل خواهد شد . ماده 4- مكان : مركز اصلي گروه در تهران به آدرس ميدان شهداء چهارراه آبسردار پلاك 301 مي باشد و در صورت لزوم مي تواند با تصويب كميسيون ماده 10 قانون احزاب در ساير مناطق ، شعبه ، دفتر و يا نمايندگي داير نمايد . ماده 5- اركان جامعه عبارتند از : مجمع عمومي ، هيأت مؤسس ، شوراي مركزي ، هيأت اجرايي و شوراي نظارت و داوري . تبصره 1- هرگاه مقام معظم رهبري و ولايت فقيه نماينده اي را ( به درخواست جامعه يا تمايل خودشان) معرفي فرمودند ، جامعه طبق حدود اختياراتي كه به نماينده تفويض شده است ، در خدمت ايشان خواهد بود . تبصره 2- در صورتيكه مقام معظم رهبري ، نماينده اي معرفي ننمودند ، شوراي مركزي امور كلي و مواضع اصولي خود را تحت نظر يك تا سه نفر از فقها و مجتهدين به انتخاب شوراي مركزي به شرط تأييد از سوي مقام ولايت فقيه انجام خواهد داد . توضيح : در مواردي كه اظهار نظر درباره آنها مربوط به ولايت فقيه و يا مجتهدين و فقهاست ، نظر مقام معظم رهبري يا نماينده معظم له و يا نظر فقيه يا فقهاي فوق ، قابل تبعيت است و نظر هيچيك از اركان جامعه در مقابل نظر مذكور نافذ نيست . ماده 6- مجمع عمومي : از اعضاء جامعه و يا نمايندگان منتخب آنها هر دوسال يكبار تشكيل مي شود . ماده 7- اهداف مجمع عمومي به شرح ذيل مي باشد : الف ) بررسي عملكرد دو ساله گذشته جامعه ، كه شوراي مركزي بايد پاسخگو باشد . ب ) تصميم گيري راجع به پيشنهادهاي شوراي مركزي د ) تعيين خط مشي كلي جامعه ه ) تعيين ميزان حق عضويت سالانه و ) تعيين روزنامه كثيرالانتشار كه متن دعوت از اعضاء جهت شركت در مجمع عمومي در آن درج گردد . ز) تصويب ترازنامه و بودجه . ماده 8- مجمع عمومي به دعوت كتبي دبيركل و از طريق آگهي در يكي از روزنامه هاي كثيرالانتشار تشكيل مي شود كه براي رسميت يافتن آن حضور نصف بعلاوه يك نفر اعضاء ضروري است و هر گونه تصميمي مستلزم رأي اكثريت اعضاي حاضر است . تبصره : چنانچه در جلسه اول حد نصاب لازم كسب نشد جلسه بعد با يك ماه تأخير با هر اكثريتي رسميت مي يابد . ماده 9- مجمع عمومي در مواقع ضروري به صورت فوق العاده ، با درخواست دبيركل و با اكثريت اعضاي شوراي مركزي طبق مفاد ماده 7 تشكيل مي گردد . ماده 10 – هيأت مؤسس : افرادي هستند كه جامعه را تأسيس نموده اند و در دوره اول عضو شوراي مركزي خواهند بود . سپس در مجمع اول ، دو سوم آنها به انتخاب هيأت مؤسس ، عضو انتصابي شوراي مركزي دوره دوم خواهند بود . مجمع عمومي دوم ، نسبت به نحوه حضور و انتخاب اعضاء هيأت مؤسس در شوراي مركزي دوره سوم به بعد تصميم خواهد گرفت . ماده 11- شوراي مركزي مشتمل بر سي نفر است كه در آغاز در برگيرنده هيأت مؤسس و افراد فرهنگي واجد شرايط ، به انتخاب هيأت مؤسس است . پس از تشكيل مجمع عمومي اول ، شوراي مركزي به انتخاب اعضاء شركت كننده و با رعايت ماده 6 تشكيل خواهد شد. تبصره 1 – پس از مجمع عمومي اول ، پنج نفر از كساني كه حائز اكثريت آرا پس از نفر سي ام هستند ، به عنوان عضو علي البدل انتخاب و حق شركت در شوراي مركزي ( بدون حق رأي ) را دارند . اگر در فاصله دو مجمع عمومي براي يك يا چند تن از اعضاي شوراي مركزي حادثه اي اتفاق بيفتد كه امكان شركت در شوراي مركزي را نداشته باشند ، اعضاء علي البدل به ترتيب تعداد رأي ، عضو شوراي مركزي خواهند شد . تبصره 2 : شوراي مركزي از بين خود يك دبير كل و يك قائم مقام دبيركل و دو معاون به پيشنهاد دبير كل و يك منشي براي مدت يك سال انتخاب مي كند كه مسؤوليت اداره جامعه را برعهده خواهند داشت . ( انتخاب مجدد و مكرر بلا مانع است ) . ماده 12- هيأت اجرايي جامعه كه از دبير كل ، قائم مقام دبيركل ومعاونين وي و مسؤول دبيرخانه و مسؤولين واحدهاي جامعه تشكيل مي شود ، اجراي كليه مصوبات شوراي مركزي و شوراي نظارت و داوري را برعهده دارد . الف ) تشكيلات : كليه امور مربوط به تشكيل و سازماندهي جامعه از قبيل شناسايي ، گزينش ، پذيرش ، اداره امور رابطين تهران و شعب و اداره امور حوزه ها وكانونها و اعضاء را بر عهده دارد . ب ) تحقيقات و طرح و برنامه : اداره امور گروهاي تحقيقي و بررسي و برنامه هاي آموزشي و پرورشي و تنظيم يا تهيه و تدوين آنها ، تهيه خبرنامه ها و تحليل ها نيز بر عهده اين واحد است . ج ) آموزش : تنظيم برنامه ها و روشهاي آموزشي و پرورشي براي اعضاء وعموم و اجراي آنها و اداره امور مدرسين و مربيان و كلاسها وتهيه كتب و جزوات آموزشي با همكاري واحد تحقيقات و طرح و برنامه . د ) تبليغات و انتشارات : تهيه و تنظيم برنامه هاي تبليغاتي و ترتيب شركت در مراسم و انجام كليه امور چاپي و انتشاراتي جامعه و امور مربوط به روابط عمومي ، وهمكاري با ساير تشكلها و نهادهاي تبليغاتي اسلامي و تهيه پيش نويس اطلاعيه ها و بيانيه ها و چاپ آنها پس از تأييد دبير كل . ه ) امور مالي و تداركاتي : تهيه و تنظيم برنامه ها و روشهاي كسب درآمد و صرفه جويي بيشتر ، اخذ حق عضويت و كمكهاي مالي و تداركاتي و حسابداري و حسابرسي و تأمين كليه تداركات جامعه . ماده 13- زمان اعتبار هيأت اجرايي دو سال است . تغيير مسؤولين واحدها ، چنانچه تعدادشان به نصف نرسد ، تأثيري نخواهد داشت . اگر نيمي از مسؤولين واحدها به تدريج يا يكباره تعويض شدند و يا تغيير يافتند ، شوراي مركزي مي تواند هيأت اجرايي جديدي را معرفي كند . انتخاب مجدد و مكرر اعضاء بلامانع است . مسؤولين واحدهاي اجرايي توسط شوراي مركزي انتخاب مي شوند و در صورت استعفاء ، آن را به دبير كل تسليم مي كنند كه قبول يا رد آن با شوراي مركزي است . ماده 14- شوراي نظارت و داوري : شوراي مركزي سه نفر از بين خود انتخاب و به اتفاق دبير كل ونماينده رهبري يا قائم مقام رهبري و يا فقيه وفقهاي مذكور در تبصره 2 ماده 5 شوراي نظارت و داوري را تشكيل مي دهند كه براي دو سال انتخاب مي شوند و به اتهامات واعلام جرمهاي مربوط به اعضاي جامعه و شكايات مهم و تقاضاي لغو عضويت رسيدگي مي نمايند و حكم صادره براي همه اعضاي اركان جامعه لازم الاتباع است . در موارد اختلاف يا ابهام درباره مواد اساسنامه و شرح وظايف و مصوبات شوراي مركزي ، نظر و تفسير اين شورا نافذ است . شوراي نظارت و داوري كه تنها مرجعي است كه مي تواند عضويت اعضاء را لغو كند . انتخاب مجدد و مكرر اعضاي شوراي فوق براي دوره هاي متوالي بلامانع است . ماده 15- عضو :هر مسلمان متعهدي كه اساسنامه و مرامنامه را قبول داشته و آماده همكاري با جامعه باشد و عضويت وي منع قانوني نداشته باشد به شرطي كه اطلاق عنوان فرهنگي بر او صدق نمايد ، ميتواند به عضويت جامعه در آيد . ماده 16- منابع مالي : از طريق كمكهاي اعضاء و افراد خير ، هبه ، وصيت و ..... تأمين مي گردد . ماده 17- در صورت تصويب انحلال جامعه ، مجمع عمومي فوق العاده ، هيأت تسويه اي متشكل از سه نفر انتخاب مي كند ، اين هيأت حداكثر ظرف 6 ماه ، كليه مطالبات جامعه را وصول و ديون آن را پرداخت مي كند و شرح آن را جهت اطلاع وزارت كشور ارسال مي دارد . ماده 18- پس از انحلال ، كليه اموال جامعه در اختيار ولي فقيه قرار مي گيرد . اين اساسنامه در 18 ماده و 5 تبصره در تاريخ به تصويب رسيد . شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي : تعهد الهي ايجاب مي كند كه مسؤول ، سرگروه ومسؤول گروهها ومسؤولان ديگر ، هر گاه در جريان عمل دريافتند كه عضو ديگري از آنها براي مسؤوليت شايسته تر است ، بي درنگ از او دعوت كنند بجاي آنها ، اين مسؤوليت را بپذيرند و خود در انتخاب او كوشا باشند كه چسبيدن به رياستها ، با وجود لايتغيرها ، تباه كننده دين و اخلاق الهي وتشكيلات است | |
|